وایی قلبم باتی که باهاش کار میکردم نمیدونستم دارم پلن آزمایشی یه ماهشو استفاده میکنم الان همه زحمتام به باد رفتههههههههه گریه دارم
چرا دلار گرونههههه چرا پول ندارمممممممممممممممممممممم تف به این زندگی
وایی قلبم باتی که باهاش کار میکردم نمیدونستم دارم پلن آزمایشی یه ماهشو استفاده میکنم الان همه زحمتام به باد رفتههههههههه گریه دارم
چرا دلار گرونههههه چرا پول ندارمممممممممممممممممممممم تف به این زندگی
۱۲۸
۱
یعنی هر چیز عتیقه ای موردعلاقه منه نمیدونم چه خصلتیه که من دارم..
اینارو از پینترست پیدا کردم خیلی نازن مخصوصا تمبرای قدیمی کره ای ژاپنیTT
نقشه های جهانو هم که نگم براتون خیلیییییی خوشگلن
باید یکم بزرگتر چاپ میکردم که قشنگتر دیده شن ولی خوب اولش بود بعدیارو بزرگتر میزارم![]()


از مزخرفترین اخلاقای توی فضای مجازی که تازگیا ترند شده بین کاربرا، دیر سین کردنه!
دیدن دیگه بهونه مشغله کاری جواب نیس دیگه رو کردن به این جمله که الان حال ندارم و نمیخوام جوابی بدم که بعدا ناراحت بشین برای همین سین نمیکنم!
به کسایی که واقعا کار دارن کاری ندارم چون این آدما صداقتشون رو وقتی میان و آنلاین میشن و صحبت میکنن، میشه دید..
کسایی که سعی میکنن خودشونو مشغول نشون بدن بمحض اینکه دیدن آنلاین شدی، زرتی آف میشن و از برنامه که ای 24/25 ساعتی توش علافن خارج میشن که مثلا من مشغولم!
طرف 24 ساعته تو چنلای مختلفش زر میزنه به ما که میرسه هفته ای یبار سین میکنه.. آخه یکی نیس بگه خودت سر حرفو باز میکنی که چت کنی بعد آف میشی که خاص بودنتو نشون بدی:/
بعضی از این دیر سین کنام که حس افتخار به شماره پیامای نخونده شدشون دارن و حس میکنن با نشون دادن این نوتیفای نخونده ارزشمند و کمیاب دیده میشن.. باور نمیکنین ولی الان دیگه ملت به شماره نوتیفای نخوندشون افتخار میکنن!
۲۰۴
حال هیچی نیست نمیدونم از گرماس یا باز حس پوچی که گهگاه راهشو گم میکنه، اومده سراغم
نه دوست دارم دراز بکشم همش نه حال دارم پاشم.. پنکه دیگه دستو پاهامو سر کرده..
اتاقم(اتاق کارمه بهش میگم کارگاه) یجورایی زیر شیراونیه و بالاس، کولرم نمیشه فعلا روشن کرد و با پنکه هم نمیتونم تو اون گرمای بالا دووم بیارم از صبح تا شب از اینور خونه به اونور خونه در حال مهاجرتم
ᅠ
چند وقتی شده که طراحی نکردم اینقد که سرم با چت جی پی تی و کد و ادیت گرمه!
یه ایده ای تو سرمه میدونم هرچند کمم باشه ولی استقبال میشه ازش ولی هی عقب میندازم.. هی میخوام بکنم.. اونیکی میگه نکن نکن! کلا هر وقت میخوام یه کار جدید شروع کنم این بکن نکنای گوشه ذهنم میرینن به ایده و اعتماد به نفسم..
ولی نه جدا دیگه میخوام یذره یذره شروع کنم آلاها توکل..
حتی ینفرم استقبال کنه پیشو میگیرم.. جدا میگم!